معرفت

                      (( به نام یزدان پاک ))

سلاممممممممممممممممم :

این سلام به روش دختر بابایی بود ... من موندم که این جا رو سرشار ادامه بدم یا اون یکی وبلاگم رو ادامه بدم در هر حال فعلا توی هر دو تاش مینویسم ... هر چند میخواستم جفتش رو با هم بنویسم ولی اون قدر مشغله زیاده که نمیشه ... یه سری ها رو دیگه اصلا بهشون سر نمیزنم ... خب این بخاطر تعطیلی موقتی وبلاگم بود ... توی این چن روز یه سری از نوشته های پیشین چن تا از بروبچ رو داشتم میخوندم دیدم نه بابا بعضی ها که به تیپشون نمیخوره بدجوری دل پُری  دارن توی این چن مدت درگیر امتحانای دانشگام و همین طور نگران کنکور و نتایج کنکور بعضی از بچه ها بودم که امسال توی کنکور ریاضی و کنکور تجربی شرکت کرده بودن بودم .... از فک و فامیل هم که هیچی نگم بهتره توی دانشگاه تعداد رفقا رو کم کردم ... خیلی کم شاید نسبت به پارسال به یک سوم رسید ... میدونی یه چیزی رو خودمونی میخوام بهت بگم بعضی ها هستن که خیلی قیافه هاشن فریبنده اس ولی خودشون چیز زیاد مالی نیستن مثلا ً این پسر پرویز پرستویی که اسمش بهروز هستش خیلی ادم خزی هستش اون قدر هم مایه داره که حد و حساب نداره یه پژو 206 داشتش ... که دست به تصادف کردنش هم عالیه .... رانندگیش به طرز وحشتناکی مزخرفه خیلی بد میرونه چن سری ما رو تا یه جایی که رسوند خیلی بد رانندگی میکرد بگذریم ... اقا تصادف میکنه و ماشین تا شیشه جلو جمع میشه ... و کلی خسارت حدود سه و نیم ملیون ...دیدیم هفته بعدش با یه پرشیا اومد ... هیچی عوالم مایه داری دیگه .... بگذریم اینو داشتم میگفتم یه سری از رفقا هستن خیلی باهات رفیقن ولی اون موقعی که بهشون احتیاج داری همچین پشتت رو خالی میکنن که می مونی توش که چرا این جوری شد ... و بعدشم کلی ادعای مرام معرفتش میشه .. یه چیز دیگه هم میشه گفت اینه که این گنده لات ها از همه بدبخت ترن چون فقط اداش رو درمیارن ولی وقتی کارشون به حراست که میکشه دست همه نامردای عالم رو از پشت میبندن همچین زيرآب اینو و انو میزنن و مثل هویج میفروشن که ادم میمونه ...

حالا از همه اینا که بگذریم اینو میخوام بگم یهو خیلی تنها شدم ... احساس تنهایی شدید میکنم ... یهو خیلیا رو شناختم .... از آدم های بی معرفت خیلی بدم میاد ... میگن به قول معروف ...

معرفت در گرانی است به هر کس ندهندش ....

پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش ....

اواخر خرداد بود که با شرکتمون تسویه کردم و اومدم بیرون ... واسه امتحانام ...نمیدونم چرا وقتی میخوام به بقیه خیر برسونم همه عقب عقب میرن .... نه به اینکه که هی میگن یه کاری واسشون  بکنم و نه به اون موقعی که کارشون درست میکنم ... یهو پس میزنن ... میخوام روز مادر واسه مادرم یه ربع سکه بگیرم ... این اواخر زیاد وقت نداشتم که با مادرم تنها حرف بزنم ... نمیدونم ای کاش یکی بود که با اون میشد تا بی نهایت موند ... .

حق با شماست

من هیچ گاه پس از مرگم

جرأت نکرده ام که در آئینه بنگرم

و آن قدر مرده ام

که هیچ چیز مرگ مرا دیگر

ثابت نمی کند ...

 

میخوام بعد از این اخر هر اپدیتم یکی دو تا جوک بنویسم هر چند تکراری ...

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه!

 

زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:‌گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن! گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن! گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار‌آرزوي مرگ كنن گروه5 زنائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن !!

 

من یکی در میون بعد از این این وبلاگم و اون یکی وبلاگم رو اپدیت میکنم اگه دیدی این جا نمی نویسم بدون توی اون یکی دارم می نالم ...

دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين ...

 1690ne0.jpg

این عکس دومی رو از وبلاگ تنها برای غرورم ورداشتم یه موقع نگی نگفتم ها سمیرا خانوم ...

/ 47 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

سلام يادم مياد توی يه وبلاگ ديگتون نظر داده بودم اما اينم خوبه مثل اون يکی موفق باشين بازم بهم سر بزنين خوشحال می شم

مهدی

سلام. می‌بينم که سرت خيلی شلوغ شده و حسابی مشتری داری. ولی خيلی حال کردم بابا ايول با اينهمه گرفتاری بازم به ما سر می‌زنی.دمت گرم

آزاده

يه سوال....تو چرا انقد با خانوما بدی؟!!!

سميرا

من ياد توأم و شب، شبي طوفاني ست با ياد تو لحظه هاي من باراني ست با ياد تو ساحل ِ دل ِ آرامم همواره پر از طراوتي پنهاني ست مي دونم خيلي دير اومدم دوست عزيز ولي شرمنده راستي سلام خوبي؟ وبلاگ زیبایی داری موفق باشی ممنون از حضورت در كوچه شهر دل من بالاخره تست پنير رو گذاشتم... اگه دوست داشتي بيا بخون

شيدا

آ گاه ز هر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده اکنون دل من فسرده و خسته ست زیرا یکی از دریچه ها بسته ست نه مهر فسون نه ماه جادو کرد نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد....

شيدا

سلام.من آپم.منتظرم نذاری!!!!!!!!

.:~ مــرجـــان ~:.

می توان همچون عروسکهای کوکی بود .. . با دو چشم شیشه ای دینای خود را دید .. . می توان در جعبه ای ماهوت .. . با تنی انباشته از کاه .. . سالها در لابلای تور و پولک خفت .. . می توان با هر فشاره هرز ی دستی .. . بی سبب فریاد کرد و گفت .. . آه ؛ من بسیار خوشبختم ! بدرود!!!

yalda

salam chera up nnakardi? man berooozam ...montazeretamm......