این هفته ای که گذشت :

اول هفته با شروعش رفتم دادگاه و تونستم طی اقداماتی که هفته قبل برای وصول چک داروخانه رازی انجام بدم حکم جلب رواسانی رو بگیرم و گذاشتم تا فرداش که چکش توی بانک مرکزی هم ثبت بشه که برگشت خورده و یکشنبه رفتم داروخونه دیدم بازم خودش رو زده به خریت رفتم و از کلانتری بازار سرباز گرفتم و آوردمش توی کلانتری و بالاخره اینم گول شد و تا اینکه گفت اذیتت میکنم برا چک های بعدیت که گفتم همین آش و همین کاسه اس به هر روی اینم فعلا ختم بخیر شد و گذشت دیگه اینکه یه کم درگیر روزمرگی های کاری بودم و خدا خواست توی ورامین هم فروش خوبی داشتم و خرج این ماه هم دراومد و یکی از تصمیماتی هم که در راستاش دوباره میخوام انجام بدم و به آرزوهای دوران نوجونیم جامعه عمل بپوشونم اینه که یه کلاس سنتور هم برم و سنتور یاد بگیرم ... 

بالاخره از مهر 90 شروع کردم به  برآوردن خواسته های قبلیم و کارایی که دلم میخواس یکیشون هم بعد از ورزش و باشگاه همین سنتور بوده شاید بعدیش کن دو باشه ولی از الان زوده خیلی زود ولی کلاس موسیقی رو میخوام دیگه شروع کنم ... 

امروز هم با اینکه جمعه بود ولی صبح رفتم انبار و واسه بهرامی جنس ها رو رتق و فتق کردم و بعدش هم واس انبار نفت جنس بردم از فردا دیگه فک کنم باید برم واسه خرید جنس ... و اینکه شروع کنم به تقویت امور مالی و جنسی خودم ... 

 

برنامه هام واسه هفته بعد باید تشریح کنم و بنویسم ببینم چی میشه ... تا ببینم چی پیش میاد ...

/ 0 نظر / 14 بازدید