(( آدم فروش ها ))

                   

    به نام یزدان پاک <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عجب هفته ای بود این هفته ای که گذشت<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" /> 20.gif...عجب روزای مزخرفی بود25.gif رفته بودم دانشگاه کلاس تربیت بدنی داشتم رفتم قسمت اموزش دیدم طبق معمول شلوغه یه چرخی زدم04.gif و داشتم میرفتم بیرون که یهو مسئول اموزش منو دید گفت فلانی بیا این جا که خوب پیدات کردم 12.gifگفت میدونی این جا رو ریختی به هم من هم از همه جا بی خبر همین جور هاج و واج مونده بودم 11.gif... گفتم من ... بعد رفتم پیش پیش مدیر ثبت و تنظیم کلاس ها یه دختره اس به قد یک و پنجاه که کل اون سیستم روی دست اون میچرخه خلاصه یه دانشگاه هستش و اون جوری که حتی رییس دانشگاه 26.gifاز اون خط میگیره ... خلاصه گفت فلانی بیا این جا که دانشگاه رو ریختی بهم من همین جور مونده بودم 30.gifگفت یه لحظه صبر کن این بچه که واسه حذف و اضافه اومدن برن باهات اساسی کار دارم میخوام پوستت رو بکنم  04.gifاقا ما رو میگی همین جوری انگشت به دهن مونده بودیم بعد از 20 دقیقه گفت فلانی تو چرا بدون اینکه کسی بفهمه و بدون اینکه یه درسی که 4 تا پیش نیاز داره رفتی اونو ور داشتی و صدای همه رو در اوردی به اضافه اینکه چهار واحد دیگه هم غیر قانونی انتخاب کردی خلاصه کارمون به جایی کشید که فهمیدم خانوم برای درست کردن سوتی های خودش 8 واحد منو حذف کرده و من مونده بودم همین جوری نیگاش میکردم هیچی گفتم با چه اجازه ای واحد های منو حذف کردی 12.gifخلاصه هیچی گفت اره بچه های هم دوره ایت اومدن و تو رو مثل هویج فروختنت 26.gif هر چند من واحد تو رو حذف کردم ولی به اونا هم واحد ندادم  04.gif....خلاصه هیچی گفتم این رقم رو خوب اومدی 35.gif ولی به هر دو طرف ناروع زدی هم به من و هم به اونا ... خلاصه هیچی منم که توی خراب کاری توی دانشگاه دیگه واسه خودم اسم و رسمی به هم زده بودم  04.gifنشستم و گفتم خانوم ایرانشاهی بیا و تا شر به پا نشده و به پا نکردم برای من دوباره انتخاب واحد بکن گفتش مثلا من الان باید بترسم منم گفتم خب نه ولی میدونی که برگه منو 05.gifمدیر گروه امضا کرده و منم چهار پنج جلسه کلاس ها رو رفتم میدونی که چیکار میکنم یهو گفتش هوووو فکر نکن ترسیدما و دارم میمیرم و محض اطلاع هیچ غلطی هم نمیتونی 04.gifبکنی ولی چون بچه باحالی هستی 18.gifحالا بیا واست ببینم چیکار میتونم بکنم خلاصه هیچی من با این خانومه همیشه توی انتخاب واحد و کلا همیشه این رقمی با هم حرف میزنیم و کلا یه کم همیشه بهم میتوپه ولی اخرش کارام رو ردیف میکنه 09.gifخدایی خیلی ادم باحالیه یعنی من اون قدر سریش میشم 04.gifو کاری میکنم سر درد بگیره و بعدش برا اینکه منو از سرش باز کنه کارام رو ردیف میکنه هیچی بالاخره تونستم به جای اون هشت تا 9 تا واحد جدید با کمک خود اون وردارم ... و تا کور شوند اونایی که منو فروختن و خودشون هم .... خوردن26.gif... خدای منم بزرگه ... هیچی اون روز یعنی اگه کار ختم به خیر نمیشد داد و بیداد راه مینداختم 12.gif چون از صبحش از دست راننده ام شاکی بودم و دنبال بهونه میگشتم برای خالی کردن عصبانیتم 12.gif...که ختم به خیر شد این راننده من اون  روز اون قدر آبکی خورده بود که توی حال خودش نبود 26.gif... من نمیدونم چه گناهی به درگاه خدا کردم که با یه همچین ادمایی باید همنشین بشم 17.gif... بگذریم یه نوشته جالبناک 32.gif توی وبلاگ مهیار دیدم که اونم یه جای دیگه دیده بود دلم نیومد ننویسمش ...

 

من خيسِ خستگي  ام 

بيا شانه هايت را 

بالش خيلِ خستگي هايم كن 

شايد  شبي 

زخمهايم را زمين بگذارم

یه چیز دیگه اهای اونایی که میگین چشمامون در میاد تا نوشته هاتو بخونیم بخاطر اینه که وبلاگ کاملا لود نمیشه و سرعتتون پایینه وگرنه رنگ وبلاگ من سبز روشن با یه عکس بک گراند هستش 07.gif نه سبز تیره26.gif... و بذارن کاملا لود بشه و اهنگ رو هم بشنوین قشنگه 05.gif09.gif07.gif...

شاد زی مهر افزون ...

در پناه حق ...

یا حق ...

 

 

/ 55 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dokhtare iroooni

salam hossein jan khooobi ? mer30 ke omadi vala man ke gelegim sare jash hast azizam mage inke badan ba raveshhaye khas az delam dar biari indafe ham omadam inja nazar bedam onja ro bikhial shodam ama on bloget khoshgeltare rasti mer30 az omadanet chikar konam azizam kam on misham bekhoda movazebe khodet bash bye golam be neda khanoom ham ke havato dare havarta salam beresooon

سپيده

سلام من که توی کنکور قبول نشدم اميدوارم حداقل توی اين کنکور بهشت قبول شم وبلاگ زيبای داری موفق باشيد به من هم سربزنيد بای

هليا

وب زيبايی داری به من هم سر بزن

مژده

بابا توکه دانشگاهی شدی. پشت کنحکوری رو رد کردی. حالا بايد بنويسی يه دانشجو مردشور اين آموزشيا رو ببرن. يه بار تو دانشگاه ما يکی ميخواسته فارغ تحصيل شه اشتباهی اومدن يکی از درساشو حذف کردن. طرف ميخواسته بره خارج. فکرشو بکن. همه چيش بهم ريخته.

شهرزاد

سلام دوست عزيز من اپ کردم منتظرتم

بچه پرو

به...چه جالبی تو ...يادم باشه اگه به اين جور مشکلا برخوردم خبرت کنم

غزل

سلام تکه های نازی مينويسی ممنون از اومدنت

عليرضا

سلام وای چقد طولانی بود عجب قالی هستی پس تو دختر ولی بازم خوبه که کارت راه افتاد منم آپ هستم بيا به کلبه ی من

۩۞۩๑ راز سرگذشت من ๑۩۞۩

خسته ام . . . خسته ام . . . خسته از خستگی خسته کننده ی تنم که مرا سخت شکست خسته ام . . . خسته از مردم این شهر غریب همشان خفته به خواب خوش خرگوشی خویش که به خودخواهی خویش من و هر عشق مرا همه بر دار کشند خسته ام. . . خسته از لشکر تکرار زمان که به سرکردگی ثانیه ها همه ی عمر،مرا غارت کرد خسته ام. .

ميثم

salam kheyli webloge jalebi dari man kheyli estefade kardam age mishe sayte upload shode ahange weblogeto be man bede boro too weblogam ghesmate nazarat bezar mamnoon misham mer30