و اينک مهر

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

                          (( به نام یزدان پاک ))

بعد از مدت ها میخوام دوباره این جا رو راه بندازم ولی خب میدونم خیلی ضایع اس ادم همش از این شاخه به اون شاخه بپره ول خب من وبلاگ قبلی رو همچنان خواهم داشت یعنی توی هر دوتاش اپ میکنم ولی خب تا ببینم چی میشه توی یکیش یه نموره شخصی تر مینویسم فکر نمیکردم دیگه بتونم برگردم این جا بنویسم ولی خب یه جوری برگشتم ... هنوز از یه نفرهستش که خیلی بدم میاد .. بگذریم و اما کنکور بهشت و اینکه دنیا کنکوره بهشته .

مینویسم تا شروعی باشه برای یه حیات تازه ...سرآغازه یک شروعی تازه ....

من از نهايت شب حرف مي زنم ...
من از نهايت تاريكي...
و از نهايت شب حرف مي زنم ...
اگر به خانه من آمدي...
براي من اي مهربان چراغ بياور...
و يك دريچه كه از آن...
به ازدحام كوچه خوشبخت بنگرم..

 

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دو دوست

سلام میکنم به دوست عزیز.....من و دوستم میخوایم شما رو دعوت کنیم به 1 مهمونی کوچیک....بیا و به وبلاگ جکسرا گرمی ببخش....منتظرت هستیم...

ستاره

سلام...دستهايت را از پشت پنجره به نور اويزان کن ضبح در راه است...دوست خوبم هر کجا که باشی ارزوی من موفقيت شماست.

bahar

سلام... خوبی ؟ شعری که انتخاب کردی عالی بود ... موفق باشی

azadeh

سلام من الان فهميدم که اينجا رو قبلا داشتی...ولی بازم مبارک بابت اينکه دوباره مينويسی...راستی گويا لينک من اينجا نيست...لينک زور وده...اين شعره هم خيلی قشنگه...من و فروغ خيلی با هم دوستيم:دی عاشق شعراشم...از اين شعر خيلی خاطره دارم...دمت گرم..موفق و شاد باشی

sheida

مبارک باشه

مريم

سلام دوست من خوشحالم بر گشتی پيش منم بيا بچه مثبت

هدي

چقدر تاريکی زيباست و قشنگ ترين لحظه ها در آن است اما گاهی هم باريکه ای از نور لازمه.

علیرضا

سلام اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم خيلی جالب بود اميدوارم هر روز بهتر از روز قبل باشيد سال نو مبارک