بعد از سه سال

بازم برگشتم بعد از سه سال این بار ...

وبلاگ خاطرات قدیمی وبلاگی که فرهاد الاغ باعث شد کمرنگ بشه چون هی آمار میگرفت ... وبلاگی که با اومدن راز سرگذشت من کم رنگ تر شد وبلاگی که با اومدنش دفتر خاطراتم محو شد و بعد از چن سال خودشم محو شد ... نمیدونم دوباره بیام بنویسم آیا حسش میمونه ... یا نه ... فعلا َ  میخوام تفریحی نگهش دارم و حسش بود بنویسم ... دچار رخوت و کدورت افکار شدم ولی مینویسم ببینم چی میشه ...

یا رب تو چنان کن سرانجام کار...........که تو خشنود گردی و ما رستگار

/ 0 نظر / 7 بازدید